ماهی

مثل باران نباش که با التماس به شیشه بکوبی تا نگاهت کنند ... مثل ابر باش که با التماس نگاهت کنند تا بباری

ماهی

مثل باران نباش که با التماس به شیشه بکوبی تا نگاهت کنند ... مثل ابر باش که با التماس نگاهت کنند تا بباری

ترس تنها بودنه ...

 

هر جا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه 

ای ترس تنهایی من اینجا چراغی روشنه 

اینجا یکی از حس شب احساس وحشت می کنه 

هرروز از فکر سقوط با کوه صحبت می کنه 

جایی که من تنها شدم شب قبله گاهه آخره 

اینجا تو این قطب سکوت 

کابوس طولانی تره 

من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنه 

اینقدر سو سو می زنم شاید یه شب دیدی منو 

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد